زاکانی و حکایت خودگویی و خود خندی در جشنواره فیلم فجر
کافه مثبت: پس از اهدای سیزده جایزه به چهار فیلم شهرداری تهران در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر،شهرداری تهران در حال بزرگنمایی این اتفاق است و مانورهای خبری متعددی درخصوص آن برگزار میکند اما آیا ارزش و اعتبار این جوایز به میزانی که بزرگنمایی میشود هست؟ شهرداریها در تمام نقاط دنیا در […]
کافه مثبت: پس از اهدای سیزده جایزه به چهار فیلم شهرداری تهران در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر،شهرداری تهران در حال بزرگنمایی این اتفاق است و مانورهای خبری متعددی درخصوص آن برگزار میکند اما آیا ارزش و اعتبار این جوایز به میزانی که بزرگنمایی میشود هست؟

شهرداریها در تمام نقاط دنیا در کنار فعالیتهای عمرانی و شهری،فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی نیز انجام میدهند تا در اثر افزایش تعامل اجتماعی با شهروندان،اداره شهر بهتر و آسانتر شود.ساخت فیلمی در معرفی شهرهایی مانند: پاریس،رُم،استانبول،نیویورک،لندن و…. با حمایت شهرداریهای این شهرها موضوعی است که در سینما سابقهای طولانی دارد اما این اتفاق زمانی میتواند موثر باشد که شهروندان در داخل شهر از خدمات شهرداری رضایت داشته باشند. البته که بخش مهمی از این نوع فیلمسازی با هدف جلب توریست صورت میگیرد. به همین دلیل شهری مانند استانبول با هدف جلب توریست، در فیلمهای سینمایی نیز حضوری پُر رنگ پیدا میکند اما در شهری مانند تهران که در سالهای اخیر به صورت یک هارلم و شهری بیرحم ظهور و بروز پیدا کرده؛ حتی ساخت فیلمهای لطیفی مثل قایق سواری در تهران نیز جواب نمیدهد چون حتی اگر مثلا این فیلم به نمایش دربیاید و توریست خارجی هم با تماشای چنین فیلمی تحت تاثیر قرار گرفته و به تهران بیاید، با شهری مواجه خواهد شد که حتی بدیهیترین زیرساختهای جذب توریست – مثل پلاک انگلیسی تاکسیها- در آن رعایت نشده چه برسد به موضوعهای دیگری مثل ارتباط با خارج از ایران و اینترنت فیلتر و…

از این موضوع گذشته،شهروندان تهران از کیفیت خدمات شهری راضی نیستند. توقع آنها از اداره شهر این نیست که شهرداری ۱۳ جایزه از جشنواره فیلم فجر بگیرد بلکه آنها میخواهند در شهر با پله برقی خراب مواجه نشوند،هنگام رفت و آمد به مترو دقایق طولانی مقابل ورودیها معطل خرابی کارتخوانهای ورودی نشوند،هنگام بارندگی با طغیان جویهای آب مواجه نشوند،هنگام حضور در فضاهای عمومی مثل پارکها از عطر علف و حشیش نعشه نشوند و بتوانند با امنیت کامل در این فضاهای عمومی تردد کنند.شهر خوب یعنی جایی که وقتی آدمیزاد تنگش گرفت،بتواند به فاصله چند دقیقه در یک آبریزگاه عمومی خودش را تخیله کند نه اینکه پشت دیوار و درخت و لای دو ماشین این اقدام را انجام داده و شهر را به کثافت بکشد.شهر خوب یعنی شهری که انسان بتواند در سالهای اوج ترافیک هم با رعایت شان و شخصیت انسانی خود از بیآرتی و مترو استفاده کند و به شیوهای غیر از شیوه مشابه شیشه خیارشور سوار این وسایل حمل و نقل شود.
به این فهرست میتوان دهها موضوع و معضل دیگر را هم اضافه کرد تا مشخص شود تهران به هیچ وجه شهر امن و دلچسبی برای مردم نیست و برای این مردم اهمیت ندارد که فیلمهای ساخته شده توسط شهرداری درباره جنگ دوازه روزه،شهر غزه،نقطه سیاه پرونده اصلاح طلبان در دو دهه قبل و فیلمی عاشقانه که در شهر تهران اتفاق میافتد از جشنواره فجر جایزه برده باشد.البته که در کیفیت ارزشمند فیلم سرزمین فرشتهها تردیدی نیست؛ به همان اندازه که نمیتوان نیمشب را به عنوان یک فیلم پذیرفت و این اثر بیشتر راف کات است تا فیلم! نکته مهمتر اینکه این فیلمها چه تاثیری در افزایش آگاهیهای شهروندی دارند؟مثلا تماشای آنها باعث میشود تهرانیها کمتر زباله تولید کنند؟! پاسخ خیر است.آیا سازندگان این آثار کشف شهرداری تهران هستند؟ پاسخ این سوال هم خیر است. شهرداری آمده و به چند چهره شاخص پول داده تا فیلم برایش تولید کنند.سپس در یکی از سالهایی که اوضاع مالی وزارت ارشاد بدجور «بیریخت» بوده، حامی مالی جشنواره فجر هم شده است.به عبارتی موفقیت این فیلمها بیش از آنکه ناشی از چهارچوبهای حرفهای باشد،ناشی از درایت شهرداری تهران در همکاری با جشنواره آس و پاس فجر و اسپانسری این رویداد است.بهرحال هم جشنواره اینقدر بیچشم رو نیست که این محبت را جبران نکند.
البته که در نهایت این فیلمها با بلیت نیمبها نیز درآمد چندانی برای شهرداری نخواهد داشت و بعید است از دل آن برای کمپین انتخاباتی احتمالی سال ۱۴۰۷ علیرضا زاکانی هم توشهای فراهم شود و مثلا در مناظره بعدی با پزشکیان به کار بیاید.هنرمندی که در نشست خبری و مراسم اختتامیه جشنواره نمیآید،کمکی به گرم کردن تنور انتخاباتی هم نخواهد کرد.
خلاصه اینکه شهری مانند تهران با این کیفیت خدمات دهی به شهروندان این میزان فیلم جهتدار و پروپاگاندا نمیخواهد و شهرداری اگر دنبال سینمای حقیقی و راستی است؛ به سراغ انعکاس معضلات و مشکلات شهری از طریق سینما و حل آن برود والا این شکل از فیلمسازی مصداق «خودگویی و خود خندی» است.
کافه مثبت آماده انعکاس دیدگاههای افراد،سازمانها و نهادهایی است که نام آنها در این مطلب آمده است.










دیدگاهتان را بنویسید